محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

537

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

قرار دهد . جايگاهى كه هرگز از آن خارج نگردند و براى اسيران آن غرامتى نپذيرند و زنجيرهاى آن گسسته نمىشود . مدتى براى عذاب آن تعيين نشده تا پايان پذيرد و نه‌سرآمدى تا فرارسد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دنيا را كوچك شمرد و در چشم ديگران آن را ناچيز جلوه داد . آن را خوار مىشمرد و در نزد ديگران خوار و بىمقدار معرفى فرمود . مىدانست كه خداوند براى احترام به ارزش او دنيا را از او دور ساخت و آن را براى ناچيز بودنش به ديگران بخشيد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از جان و دل به دنيا پشت كرد و ياد آن را در دلش ميراند . دوست مىداشت كه زينت‌هاى دنيا از چشم او دور نگهداشته شود تا از آن لباس فاخرى تهيه نسازد ، يا اقامت در آن را آرزو نكند و براى تبليغ احكامى كه قطع‌كننده عذرهاست تلاش كرد و امت اسلامى را با هشدارهاى لازم نصيحت كرد و با بشارت‌ها مردم را به سوى بهشت فراخواند و از آتش جهنم پرهيز داد . ما از درخت سرسبز رسالتيم و از جايگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستيم . ما معدنهاى دانش و چشمه‌سارهاى حكمت الهى هستيم . ياران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و كينه توزان ما در انتظار كيفر و لعنت خداوند به‌سر مىبرند . واژه‌شناسى الكتاب : منظور در اين‌جا ، سرنوشت مقدر و تغييرناپذير است . أماد : به حركت درآورد . فطر : شكافت . أرجّ : به لرزه درآورد .